شانه هایت را برای ...
ارسال شده توسط Admin در چهار شنبه 12 اسفند 1388 17:13

Mom to the rescue_Alex Elias.JPG

شانه هایت را برای ...

بعضی وقت ها آسمان دلت ابری می شود و هوای گریه به سرت می زند ...

سرت را روی زانویت می گذاری ، دستهایت را محکم حلقه می کنی دور پاهایت و آن وقت ...

اما ...

بعضی وقت ها ، فقط بعضی وقت ها دلت یک شانه ی امن و محکم می خواهد برای گریه ... بعضی وقت ها دلت یک شانه می خواهد ...

آن وقت فکر کن ...

بعضی شانه ها خسته اند و تو دلت نمی آید خسته ترشان کنی ...

بعضی شانه ها سرمای سختی خورده اند و تو دلت نمی آید که در بستر بیماری آزارشان بدهی ...

بعضی شانه ها ، تا عصر سر کار بوده اند و تازه از سر کار برگشته اند و دارند به بچه هایشان می رسند ، آن وقت تو دلت نمی آید که جگرگوشه هاشان را اسیر دلتنگی خودت کنی ...

بعضی شانه ها روز خیلی خوبی داشته اند و تو دلت نمی آید که توی این بی وقتی ، روزشان را خراب کنی ...

بعضی شانه ها مهمانند ... منزل خاله کوچیکه ... و تو دلت نمی آید مهمانی شان را خراب کنی ...

بعضی شانه ها مسافرند و تو دلت نمی آید سفرشان را ناخوش کنی ...

بعضی شانه ها خودشان یک شانه ی امن و محکم می خواهند برای گریه ...

 

بعضی شانه ها هم در دسترس نیستند ...

آن وقت ... هی بگیری ... هی تو بگیری ... هی بگیری آن شماره ی لعنتی را و شانه ی مورد نظر در دسترس نباشد ...

آن وقت دوباره هی بگیری ... هی بگیری آن شماره ی لعنتی را و باز هی شانه ی مورد نظر در دسترس نباشد ...

 

چه حالی می شوی ...

همین!

 

شناسنامه ی عکس :

نام عکس : Mom to the rescue

نام عکاس : Alex Elias

منبع : http://photo.net