سروی - اخبار: عذاب وجدان ...
سه شنبه 16 شهريور 1389 15:05
فهرست
صفحه اصلي
مقالات
دريافت فايل
پرسشهاي متداول
تالارهاي گفتمان سايت
سايتهاي ديگر
آرشیو موضوعی
تماس با ما
آلبوم تصاوير
جستجو
تالارهای گفتمان

برنامه نویسی
پاره نویسی
داستان
دانستنی‌های کامپیوتر
سرگرمی
شعر
کاریکاتور
متفرقه
معماری
هنوز کنارمان قدم می زنند ...

پیشنهاد می کنم بخوانید ...

آدینا
آفتاب دیمه
آیدین آغداشلو
اروند درویش
انجمن کامپیوتر ایران
پرواز با پروانه
توکای مقدس
رضا
رنگینک
سانتائیه
شیوا مقانلو
طبیعت بختیاری
عبداللطیف عبادی
كاسنی
لانگ شات
محمد درویش
معجزه ای به نام زمین
مونترا
ناصر کرمی


روی خط خبر
RSS - اخبار
RSS - مقالات
RSS - دانلود ها
RSS - انجمن
RSS - عکس ها
RSS - لینک ها
عذاب وجدان ...
نوشته هاي روزانه

عذاب وجدان

عذاب وجدان ...

بس کن دیگر! اینقدر ضجه نزن!

با خودت چه فکر کردی؟ من نوانخانه باز کرده ام؟ دارالایتام دارم؟ صاحب موسسه ی خیریه ی حمایت از بی سرپرستان و بدسرپرستان هستم؟

من گلیم کهنه ی خودم را از آب بیرون بکشم هنر کرده ام . دخل و خرج خودم جور در بیاید کلاهم را می اندازم هوا . توی کار خودم مانده ام ، لنگ روزگار خودم هستم .

صاف آمده ای زیر پنجره ی اتاقم ، ناله های دلخراش  و جگرسوز سر می دهی ، زار می زنی که چه؟ به من چه که تو را گذاشته اند سر راه ... به من چه که مادرت ،احساس مادرانه اش را تف کرده توی صورتت ... به من چه که تنهایی ... به من چه که آن بیرون سرد است ... به من چه که گرسنه ای ... به من چه که آن بیرون هزار تا نامرد هست که هزار تا بلا ممکن است سرت بیاورند...

بس کن دیگر! اینقدر زیر گوش وجدان من ضجه نزن ... آهای با توام ... بچه گربه!

همین!

پ .ن 1 : نگران نباشید ، بالاخره یک فکری برایش کردیم .

پ .ن 2 : لطفا موقع کامنت گذاشتن آدرس وبلاگتان را با http  وارد کنید .

پ .ن 3 : از همه ی دوستان خوبی که این روزها و آن روزها ، حضوری ، با تلفن ، اس ام اس ، ایمیل ، PM یا از طریق سایت ، تولدم را تبریک گفتند از ته ته قلبم تشکر می کنم .

پ .ن : از همه ی کسانی که کادو دادند جدا گانه تشکر می کنم .  D:

نظرات
#1 | Sajjad - در سه شنبه 13 بهمن 1388 11:07
ما هم از اين تجربه ها داشتيم ، يكي از همسايه ها كه چندين ساله رسماََ نوانخانه و شيرخوارگاه باز كرده واسه گربه ها
الان هم زده تو كار سگ البته با حمايت همزمان از گربه ها Wink
ولي واقعا بد ناله ميكنن ، بد....Sad
حالا اگه دعوا بگيرن كه ديگه هيچي ، هفته ‍‍‍پيش چند شب دعوا داشتن اساسي ساعت 1.5 نصف شب
كلا متنفرم از گربه موربه موجودات بي حيا و مزخرفين Bad Sad
ولي اگه بهشون رو بدين ديگه رسما كچل ميكنن simple

*****************************
من از بچه گربه ها بدم نمیاد، از والدین بچه گربه ها بدم میاد که میذارنشون سر راه
#2 | Montra در سه شنبه 13 بهمن 1388 20:17
sarviye azizam az in ke baese nigaranye shoma shodam ozrkhahi mikonam. khoda mano bebaksshe ke ghadre dustaye khub va nadidamo nadunestam. amin... Smile

************************
مونترای عزیز و دوست داشتنی ...
من نوشته هات رو دوست دارم . نثر قشنگت به من آرامش می ده و مطمئنم دلیلش اینه که تو خودت روح آروم و بزرگی داری .
دیگه تنهامون نذار ... دیگه نرو ... بمون ... بنویس و اگه کاری از دست من برمیاد بگو برات انجام می دم .. با کمال میل ...

بدخواه مدخواه داری بگو آبجی... ما هستیم.bringitout
#3 | f_rahnama - در چهار شنبه 14 بهمن 1388 7:02
مطمئنم که فکر خوبی برای بچه گربه ی بینوا کرده اید ...
(نظریه ای هست که میگه: اینجا اول خانه ی گربه ها مورچه ها و گنجشک ها بوده و ما ادمها روی خانه ی انها خانه ساخته ایم پس گربه ی بیچاره صاف نیامده زیر پنجره ی اتاق شما ناله سر دهد بلکه شاید امده تا اتاقش را از شما باز پس ستاند ولی زورش نرسیده)kukukuh
#4 | shin - در چهار شنبه 14 بهمن 1388 11:12
من خودم با گربه ها خیلی رابطه دلچسبی ندارم ولی عمیقا به کسانی که دوستشون دارند و حمایتشون می کنند احترام میگذارم.
#5 | Montra در چهار شنبه 14 بهمن 1388 11:23
ghorbune to duste golam. ghol midam dige pish nayad. manam neveshtehato dust daram...
khoshhalam ke dusthaei be khubi shoma daram, sarvi jan.
Smile

******************************
من هم خوشحالم که رفیق ِ خوب ِ نادیده ای مثل شما دارم .
#6 | Admin - در چهار شنبه 14 بهمن 1388 15:53
(نظریه ای هست که میگه: اینجا اول خانه ی گربه ها مورچه ها و گنجشک ها بوده و ما ادمها روی خانه ی انها خانه ساخته ایم پس گربه ی بیچاره صاف نیامده زیر پنجره ی اتاق شما ناله سر دهد بلکه شاید امده تا اتاقش را از شما باز پس ستاند ولی زورش نرسیده)kukukuh


می بینم که از نظریه های فیلسوفان بزرگ عالم اطلاع داری ... البته تا آنجا که من خبر دارم ، فیلسوفان بزرگ فقط در مورد مورچه ها داد ِ سخن سر داده بودند... شما گربه ها و سایرین رو از کجا آوردی؟
#7 | Admin - در چهار شنبه 14 بهمن 1388 15:55
من خودم با گربه ها خیلی رابطه دلچسبی ندارم ولی عمیقا به کسانی که دوستشون دارند و حمایتشون می کنند احترام میگذارم.


من بچه که بودم ، خیلی بچه تر از حالا ، یه گربه داشتم اما اصلا یادم نیست . حالا اما ، از گربه ها کمی می ترسم اما دوستشان دارم به شرطی که بچه هایشان را توی حیاط خانه ی ما جا نگذارند . تقریبا شدیم مهدکودک بچه گربه ها . هر وقت مادرهایشان کار دارند بچه ها را میگذارند توی حیاط ما . بعد از یک مدت می آیند دنبالشان !
#8 | saeedeh در چهار شنبه 14 بهمن 1388 18:01
همش از اول متن داشتم فكر مي كردم كه آخر اينهمه توپ وتشر كي مي تونه باشه ؟ ...بچه گربه! متنه غافلگيرانه جالبي بود.
بزرگترين ويژگيه گربه ها از بچشون گرفته تا خودشون اينكه اصلا وابدا موجودات فراموشكاري نيستن ( غيبت پشت سر گربه ها) ....كافيه فقط يه بار بهشون جا ومكاني بدي ويا غذايي براشون بذاري...بعد از اون روز ، هر روز هستن ....سره همون مكان ... با اينحال بچه گربه ها خيلي ملوس اند ودوست داشتني .....o_o البته تا زمانيكه باعث آزار نباشن.... Smile

راستي اين كامنت رو همون 11 بهمن گذاشتم ولي انگار نرسيدSorry
#9 | saeedeh در چهار شنبه 14 بهمن 1388 18:03
خيلي متن قشنگي بودYes3 از اول متن داشتم فكر مي كردم كه آخر اينهمه توپ وتشر كي مي تونه باشه ؟ ...بچه گربه! متنه غافلگيرانه جالبي بود.
بزرگترين ويژگيه گربه ها از بچشون گرفته تا خودشون اينكه اصلا وابدا موجودات فراموشكاري نيستن ( غيبت پشت سر گربه ها) ....كافيه فقط يه بار بهشون جا ومكاني بدي ويا غذايي براشون بذاري...بعد از اون روز ، هر روز هستن ....سره همون مكان ... با اينحال بچه گربه ها خيلي ملوس اند ودوست داشتني .....o_o البته تا زمانيكه باعث آزار نباشن.... Smile

راستي اين كامنت رو همون 11 بهمن گذاشتم ولي انگار نرسيدSorry

***********************
نمی شه به گربه ها ایراد گرفت ، بلاخره اونها هم باید زندگی کنن
#10 | Sajjad - در چهار شنبه 14 بهمن 1388 18:55
kukukuh تقصیر خودتون با این همه تجربه بازهم بهشون پناه میدین
گربه های دانشگاه ما که یه پا گردن کلفتن واسه خودشون ترسی از کسی ندارن 100 بار هم ترس بدیشون از جاشون تکون نمیخورن از بچه هایی که دارن تو حیاط ناهار میخورن هم باج میگیرن

******************************
ما بهشون پناه نمی دیم ، اونا خودشون میان بچه شون رو میگذارن تو حیاط ما و میرن. تا مادر بچه برگرده ، ما کلافه ایم از بس که این بچه ها زوزه می کشن و ناله می کنن و بهانه ی مادرشون رو می خوان . برای ساکت کردنشون بالاخره باید یه کاری بکنیم دیگه .
ارسال نظر
نام:

URL


کد معتبرسازی:


کد معتبرسازی را وارد کنید:

ورود
نام کاربری

گذرواژه



آیا هنوز عضو نشده اید؟
برای ثبت نام اینجا را کلیک کنید.

آیا گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
برای درخواست یک گذرواژه جدید اینجا زا کلیک کنید.
پیغام گیر
نام:

پیغام:

کد معتبرسازی:


کد معتبرسازی را وارد کنید:



دو شنبه 15 شهريور 1389 17:52
می گوید:« کنارت هستم ای تنها »

دو شنبه 15 شهريور 1389 17:52
خدا، آن حس زیبائیست که در تاریکیه صحرا، زمانیکه هراس مرگ میدزدد سکوت را،یکی همچون نسیم دشت

دو شنبه 15 شهريور 1389 15:47
حالا دل ما رو نشکن بذار این جا یه لایک بزنیم . جای دوری نمی ره .خدا خیرت بده .

دو شنبه 15 شهريور 1389 13:57
اون یه سایت دیگه س لایک می زنن مجید جان =D

يک شنبه 14 شهريور 1389 16:16
یه لایک برای این شعری که آقا جواد گذاشت

يک شنبه 14 شهريور 1389 15:21
شرمنده از آنيم كه در روز مكافات / اندر خور عفو تو نكرديم گناهي. قاآني

سه شنبه 09 شهريور 1389 14:07
الهي.... تو چه بي انتها مي بخشي و ما چه حسابگرانه
تسبيح ميگوييم.

ppp
پنج شنبه 04 شهريور 1389 21:07
pas to be har chiz ke to gloot gir kone migi haste!? donyaye ba hali dari inja ke ma hastim hame chiz haste nadare! :D

shayan
پنج شنبه 04 شهريور 1389 20:31
to donyaye ma hame chiz haste dareo to keshvare ma hasteha to galo girr mikonan

ppp
پنج شنبه 04 شهريور 1389 17:43
khoda ro shokr ghesmat shod fahmidam gerdoo ham haste dare!! Cool

Copyright © 2008