 
برای یک ایرانی ...
سلام استاد ،
آقای محمد نوری .
که بود که گفت : "تنها صداست که می ماند" ؟
نسل من ، خیلی شما را نمی شناسد. نسل من ، نسل شعرهای سخت و سنگین و خاکستری است . شما اما ، از نسل شعرهای شاد و روان و آفتابی بودید؛ نسل شعرهای همیشه بهار :
گل و سکه ، نقل ونبات ، رو سرش غوغا می کنه
عروس با اون تور سفید ، بختشو پیدا می کنه
صورتش چون برگ گله ، ناز به این دنیا می کنه
گل بریزین رو عروس و دوماد ، یار مبارک یار مبارک باد 1
شما از نسل عشقاید ؛ نسل عشقهای ساده و عمیق :
وای گل سرخ سفیدم کی می آیی
بنفشه برگ بیدم کی می آیی
تو گفتی گل در آید من می یایم
وای گل عالم تموم شد کی می یایی
جان مریم چشماتو وا کن منو صدا کن
شد هوا سفید، در اومد خورشید
وقت اون رسید، که بریم به صحرا
وای نازنین مریم 2
شما از نسل مردمان اصیل و آشنا ؛ از نسل ایرانیهای پاک نهادید :
در روح و جان مــــن ، مــی مانی ای وطن
بــه زیــر پا فــتد آن دلـی ، که بهر تو نلرزد
شرح این عاشقی ، ننـــشیند در ســخـن
که بهر عشق والای تو ، همه جهان نیـرزد
ای ایران ایران ، دور از دامـــان پــاکت دســــت دگـــران ، بـــد گـــهـــــران
ای عشق سوزان ، ای شیرین ترین رویای من ، تو بمان ، در دل و جان
ای ایـــران ایران ، گـلزار ســـبــــزت دور از تـــاراج خــزان ، جـــــور زمــــان
ای مهر رخشان ، ای روشـــنـــگر دنــــیای مــــن به جــــهان ، تو بـــمان
سبــزی صــد چـــمن ، سرخی خون من ، سپیدی طلوع سحر ، بــه پرچــمت نــشســته
شرح این عاشقی ، ننشیند در سخن ، بمان که تا ابد هستی ام ، به هستی تو بسته 3
شما از نسل پدربزرگهای مهربانید ؛ از نسل قدیمیها ؛ نسل شمعدانیها ؛ شما نسلی ماندگارید :
ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس ،
چه سفرها کرده ایم ، چه سفرها کرده ایم ...
ما برای بوسیدن خاک سر قله ها ،
چه خطرها کرده ایم ، چه خطرها کرده ایم ...
ما برای آنکه ایران خانه ی خوبان شود ،
رنج دوران برده ایم ، رنج دوران برده ایم ...
ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود ،
خون دل ها خورده ایم ، خون دل ها خورده ایم ...
ما برای بوییدن بوی گل نسترن ،
چه سفرها کرده ایم ، چه سفرها کرده ایم ...
ما برای نوشیدن شورابه های کویر ،
چه خطرها کرده ایم ، چه خطرها کرده ایم ...
ما برای خواندن این قصه ی عشق به خاک ،
رنج دوران برده ایم ، رنج دوران برده ایم ...
ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک ،
خون دل ها خورده ایم ، خون دل ها خورده ایم ... 4
آقای نوری عزیز ،
صدای ماندگارتان ، در خاطرهی تاریخ این کهن بوم و بر ، باقی خواهد ماند ...
ایمان دارم ...
که بود که گفت : "تنها صداست که می ماند" ؟
1- از آلبوم جلوههای ماندگار
2- برگرفته از گلهای رنگارنگ
3- شعر از تورج نگهبان
4- شعر از نادر ابراهیمی
شناسنامهی عکس :
نام عکاس : سید محسن سجادی
منبع : خبرگزاری مهر
توضیحات : مراسم اختتامیه بیست و چهارمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر - پاییز 1387
|