|
امید هیچ معجزی ز مرده نیست ، زنده باش! _ هوشنگ ابتهاج
|
| Sajjad |
ارسال شده در پنج شنبه 06 اسفند 1388 12:25
|

Senior Member

تعداد پست: 221
تاریخ عضویت: 17.03.88
|

چه فکر میکنی؟
که بادبان شکسته
زورق به گل نشستهای است زندگی؟
در این خراب ریخته
که رنگ عافیت از او گریخته
به بن رسیده راه بستهای است زندگی؟
چه سهمناک بود سیل حادثه
که همچو اژدها دهان گشود
زمین و آسمان ز هم گسیخت
ستاره خوشه خوشه ریخت
و آفتاب در کبود درههای آب غرق شد
هوا بد است
تو با کدام باد میروی؟
چه ابر تیرهای گرفته سینهی تو را
که با هزار سال بارش شبانه روز هم
دل تو وا نمیشود
تو از هزارههای دور آمدی
در این درازنای خون فشان
به هر قدم نشان نقش پای توست
در این درشتناک دیولاخ
ز هر طرف طنین گامهای رهگشای توست
بلند و پست این گشاده دامگاه ننگ و نام
به خون نوشته نامهی وفای توست
به گوش بیستون هنوز
صدای تیشههای توست
چه تازیانه ها که با تن تو تاب عشق آزمود
چه دارها که از تو گشت سربلند
زهی شکوه قامت بلند عشق
که استوار ماند در هجوم هر گزند
نگاه کن
هنوز آن بلند دور
آن سیپیده، آن شکوفه زار انفجار نور
کهربای آرزوست
سپیده ای که جان آدمی هماره در هوای اوست
به بوی یک نفس در آن زلال دم زدن
سزد اگر هزار بار بیفتی از نشیب راه و باز
رو نهی بدان فراز
چه فکر میکنی؟
جهان چو آبگینهی شکستهای است
که سرو راست هم در او شکسته مینمایدت
چنان نشسته کوه در کمین درههای این غروب تنگ
که راه، بسته مینمایدت
زمان بیکرانه را
تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمی است این درنگِ درد و رنج
به سان رود
که در نشیب دره سر به سنگ میزند رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست
زنده باش!
**************************************************************************
امروز ۶ اسفند، هشتاد و دومین سالگرد زادروز هوشنگ ابتهاج است. وی در سال ۱۳۰۶ در رشت متولد شد.
نام اصلی شعر: زندگی / کتاب: تاسیان
دوره ارزانیست ... شرف اینجا ارزان ... تن عریان ارزان ... آبرو قیمت یک تکه نان ... و دروغ از همه چیز ارزانتر ... و چه تخفیفی خوردست ، قیمت هر انسان!!!
با چنان عشقی زندگی كن كه حتی بنا به تصادف اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند. |
| |
|
|
| Sajjad |
ارسال شده در پنج شنبه 06 اسفند 1388 12:29
|

Senior Member

تعداد پست: 221
تاریخ عضویت: 17.03.88
|

با صدای ه.الف.سایه
http://tarabestan...h-bash.mp3
کنسرت بال در بال :
شعر و صدا: هوشنگ ابتهاج (سایه) /تار: محمد رضا لطفی /تنبک: محمد قوی حلم (آلمان- کلن- ۱۹۹۷)
دوره ارزانیست ... شرف اینجا ارزان ... تن عریان ارزان ... آبرو قیمت یک تکه نان ... و دروغ از همه چیز ارزانتر ... و چه تخفیفی خوردست ، قیمت هر انسان!!!
با چنان عشقی زندگی كن كه حتی بنا به تصادف اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند. |
| |
|
|
| Admin |
ارسال شده در جمعه 07 اسفند 1388 11:00
|

Super Admin

تعداد پست: 280
تاریخ عضویت: 07.08.87
|
ممنون .. اون صدای فوق العاده خیلی به دل می شینه ... |
| |
|
|
| Sajjad |
ارسال شده در جمعه 07 اسفند 1388 21:53
|

Senior Member

تعداد پست: 221
تاریخ عضویت: 17.03.88
|
Admin نوشته است:
ممنون .. اون صدای فوق العاده خیلی به دل می شینه ...
خواهش میکنم
من که باید چند بار بشنوم تا خیالم راحت شه ، از چیش " خیالم راحت شه "رو نمیدونم ولی باید چند بار ....
دوره ارزانیست ... شرف اینجا ارزان ... تن عریان ارزان ... آبرو قیمت یک تکه نان ... و دروغ از همه چیز ارزانتر ... و چه تخفیفی خوردست ، قیمت هر انسان!!!
با چنان عشقی زندگی كن كه حتی بنا به تصادف اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند. |
| |
|
|
| Admin |
ارسال شده در چهار شنبه 12 اسفند 1388 18:45
|

Super Admin

تعداد پست: 280
تاریخ عضویت: 07.08.87
|
اون " چیش" رو خوب اومدی پسر!
ویرایش شده توسط Admin در چهار شنبه 12 اسفند 1388 18:45 |
| |
|
|
| mojedarya |
ارسال شده در دو شنبه 17 اسفند 1388 1:10
|

Junior Member

تعداد پست: 29
تاریخ عضویت: 01.07.88
|
معرکه است پسر !
همشهری ماست دیگه!
دلم براش تنگ شده
بسترم...
صدف خالی یک تنهاییست...
و تو چون مروارید!
گردن آویز کسان دگری! |
| |
|
|
| Sajjad |
ارسال شده در دو شنبه 17 اسفند 1388 11:12
|

Senior Member

تعداد پست: 221
تاریخ عضویت: 17.03.88
|
همشهریای ما آدمای خیلی " خاص " و " معرکه " ای هستن ، خیلیییییی !!!!!!!
دوره ارزانیست ... شرف اینجا ارزان ... تن عریان ارزان ... آبرو قیمت یک تکه نان ... و دروغ از همه چیز ارزانتر ... و چه تخفیفی خوردست ، قیمت هر انسان!!!
با چنان عشقی زندگی كن كه حتی بنا به تصادف اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند. |
| |
|